تبليغاتX
شبانگاهان

 

تا شقایق هست زندگی باید کرد ....

پشت دریاها : سهراب سپهری

قايقي خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از اين خاك غريب
 كه در آن هيچ كسي نيست كه دربيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند
قايق از تور تهي
و دل از آرزوي مرواريد
 همچنان خواهم راند
نه به آبي ها دل خواهم بست
نه به دريا- پرياني كه سر از آب بدر مي آرند
و در آن تابش تنهايي ماهي گيران
 مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان
 همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
 دور بايد شد دور

.....

 دور بايد شد دور
 شب سرودش را خواند
نوبت پنجره هاست
همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم راند
پشت دريا ها شهري است

.....


پشت درياها شهري است
 كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است
 شاعران وارث آب و خرد و روشني اند
پشت دريا ها شهري است
 قايقي بايد ساخت

+ نوشته شده در  بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 22:24  توسط نرگس  | 

باز هم ۲۶ بهمن و ۲۰ سال گذشت ....

 

شرمم کشد که بی تو نفس می کشم هنوز

تا زنده ام بس است این شرمساریم

   "هوشنگ ابتهاج - سایه "


سر زلف تو کو ؟ مشک ترم کو؟

لب نوشت ، شراب و شکرم کو؟

کجا شد ناز اندامت ؟ کجا شد ؟

دریغا ، شاخه نیلوفرم کو ؟

                                           "هوشنگ ابتهاج - سایه "


 

باور کنم که عشق نهان می شود به گور

بی آنکه سرکشد گل عصیانش ز خاک ؟

باور کنم که دل

روزی نمی تپد ؟

نفرین بر این دروغ دروغ هراسناک

        ****

بسیار گل که از کف من برده است باد

اما من غمین

گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم

من مرگ هیچ عزیزی را

باور نمی کنم .

                         

 از شعر باور  :سیاوش کسرائی

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم بهمن 1384ساعت 1:23  توسط نرگس  | 

حافظ :

                 " شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش

                   که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش "

+ نوشته شده در  بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 23:1  توسط نرگس  | 

فتاده تخته سنگ آنسوي‌تر، انگار کوهي بود.
و ما اينسو نشسته، خسته انبوهي.
زن و مرد و جوان و پير،
همه با يکديگر پيوسته، ليک از پاي،
و با زنجير.
اگر دل مي‌کشيدت سوي دلخواهي
به سويش مي‌توانستي خزيدن، ليک تا آنجا که رخصت بود.
                                                            [ تا زنجير.

          ***
ندانستيم
ندايي بود در روياي خوف و خستگيهامان،
و يا آوايي از جايي، کجا؟ هرگز نپرسيدم.
چنين مي‌گفت:
- « فتاده تخته سنگ آنسوي، وز پيشينيان پيري
بر او رازي نوشته است، هر کس طاق هر کس جفت...»
چنين مي گفت چندين بار
صدا، وآنگاه چون موجي که بگريزد زخود در خامشي
                                                         [ مي‌خفت.
و ما چيزي نمي گفتيم.
و ما تا مدتي چيزي نمي گفتيم.
پس از آن نيز تنها در نگه‌مان بود اگر گاهي
گروهي شک و پرسش ايستاده بود.

           ***
شبي که لعنت از مهتاب مي‌باريد،
و پاهامان ورم مي‌کرد و مي‌خاريد،
يکي از ما که زنجيرش کمي سنگينتر از ما بود،

          [ لعنت کرد گوشش را و نالان گفت: «بايد رفت»
و ما با خستگي گفتيم: «لعنت بيش بادا

                                   [ گوشمان را چشممان را نيز، بايد رفت»
و رفتيم و خزان رفتيم تا جايي که تخته سنگ آنجا بود.
يکي از ما که زنجيرش رهاتر بود، بالا رفت، آنگه خواند
 - «کسي راز مرا داند
که از اين رو به آن رويم بگرداند.»

و ما با لذتي بيگانه اين راز غبارآلود را
                              [ مثل دعايي زير لب تکرار مي‌کرديم.
و شب شط جليلي بود پرمهتاب.

          ***                      
هلا، يک...دو...سه...ديگر بار
هلا، يک، دو، سه، ديگر بار.
عرقريزان، عزا، دشنام – گاهي گريه هم کرديم.
هلا، يک، دو، سه، زينسان بارها بسيار.
چه سنگين بود اما سخت شيرين بود پيروزي.
و ما با آشناتر لذتي، هم خسته هم خوشحال،
ز شوق و شور مالامال.

          ***
يکي از ما که زنجيرش سبک‌تر بود،
به جهد ما درودي گفت و بالا رفت.
خط پوشيده را از خاک و گل بسترد و با خود خواند
( و ما بي‌تاب)
لبش را با زبان تر کرد (ما نيز آنچنان کرديم)
و ساکت ماند. 
نگاهي کرد سوي ما و ساکن ماند.
دوباره خواند، خيره ماند، پنداري زبانش مرد.
نگاهش را ربوده بودناپيداي دوري، ما خروشيديم:
- «بخوان!» او همچنان خاموش.
- «براي ما بخوان!» خيره به ما ساکت نگاه مي‌کرد،
پس از لختي
در اثنايي که زنجيرش صدا مي‌کرد، 
فرود آمد. گرفتيمش که پنداري که مي‌‌افتاد.
نشانديمش.    
به دست ما و دست خويش لعنت کرد.
- «چه خواندي، هان؟»
                            [ مکيد آب دهانش را و گفت آرام: 
- « نوشته بود
همان،
کسي راز مرا داند،
که از اين رو به آن رويم بگرداند.»

             ***
نشستيم
و     
به مهتاب و شب روشن نگه کرديم.
و شب شط عليلي بود.

                                          " اخوان ثالث "

+ نوشته شده در  بیست و دوم بهمن 1384ساعت 14:19  توسط نرگس  | 

 

حافظ:

" از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود        

                                            زنهار از این بیابان  وین راه بی نهایت "      

 

                                                         

+ نوشته شده در  هفدهم بهمن 1384ساعت 20:0  توسط نرگس  | 

شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي با 3 راي مخالف،‌ 5 راي ممتنع و 27 راي مثبت از ميان 35 كشور عضو اين شورا قطعنامه‌ي پيشنهادي سه كشور اروپايي عليه ايران براي گزارش مساله هسته‌يي تهران به شوراي امنيت را تصويب كرد. .

کشورهای سوریه ، ونزوئلا و کوبا به عنوان مخالف به قطعنامه ثبت شده به شماره OV/2006/12/Rev.1  رای داده اند.

 5 کشور با  رای ممتنع الجزایر، اندونزی ، بلاروس ، افریقای جنوبی  و لیبی .

لیست 27 کشور موافق قطعنامه علیه برنامه های هسته ای ایران چنین است: آمریکا ، استرالیا، انگلیس ، آلمان، فرانسه، کانادا، روسیه ، چین، کره جنوبی، اسلوونی، نروژ، یونان، کلمبیا، هند ، سنگاپور، غنا ، اکوادور، سوئد، مصر، بلژیک، برزیل ، ژاپن،پرتقال،  اسلواکی ، یمن و سریلانکا.

+ نوشته شده در  پانزدهم بهمن 1384ساعت 23:53  توسط نرگس  | 

**احمد شاملو در مورد اشعار سهراب سپهری گفته بود :

سر آدم های بیگناه را لب جوب میبرند و من دو قدم پائین تر بایستم و توصیه کنم که " آب را گل نکنید " آن شعرها گاهی بسیار زیباست ، فوق العاده است ، اما گمان نمی کنم آب مان به یک جو برود . دست کم برای من " فقط زیبائی " کافی نیست .

حالا به قول  عمران صلاحی "  حالاحکایت ماست " بر لب پرتگاه ایستاده ایم و من بدور از تصميم  شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي  كه ميتونه زندگيمونو زير و رو كنه و مشكلات سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني و ... هزاران مشكل  ريز و درشت ديگر كتابهاي اشعار شعرا را دوره ميكنم ... اينم يه مدلشه !!!!!!!!!

"همه

       لرزش دست و دلم

                                از آن بود

که عشق

             پناهی گردد

پروازی نه

           گریز گاهی گردد.

آی عشق آی عشق

چهره آبیت پیدا نیست .

       ****

و خنکای مرهمی

                      بر شعله زخمی

نه شور شعله

بر سرمای درون

آی عشق آی عشق

چهره سرخت پیدا نیست .

       ****

غبار تیره تسکینی بر حضور وهن

و دنج رهائی

                 بر گریز حضور .

سیاهی

            بر آرامش آبی

و سبزه بر گچه

                   بر ارغوان .

آی عشق  آی عشق

رنگ آشنای چهره ات

پیدا نیست . "

                           " شاملو " 


**كتاب : هنر و ادبيات امروز

گفت و شنودي با براهني - شاملو

به كوشش : ناصر حريري

+ نوشته شده در  چهاردهم بهمن 1384ساعت 21:19  توسط نرگس  | 

" من شاکی ام

شاکی ام از رنگ سیاه

برای کشتن این همه رنگ

شاکی ام از سکوت

برای کشتن این همه آهنگ

شاکی ام از دیوار

شاکی ام از سیم خاردار

شاکی ام از تو

برای کشتن لبخندم

شاکی سالهائی که نمی خندم "

                                         "قدسی قاضی نور "

+ نوشته شده در  چهاردهم بهمن 1384ساعت 2:53  توسط نرگس  | 

مشت نمونه خروار

 "منابع : ایسنا - ایرنا - روزنامه ایران- روزنامه همشهری"

 مردي حدودا 40 ساله با پرت كردن خود از ساختمان 15 طبقه شماره 2 شركت مخابرات ايران، واقع در خيابان شريعتي تهران خودكشي كرد. گفته برخي شاهدان، در جيب اين مرد كه صورت وي به طرز فجيعي متلاشي شده بود، نامه‌اي يافت شد كه در آن ذكر شده بود: «حقوق ناچيزي كه من مي‌گيرم‏‏، كفاف زندگي خانواده‌ام با سه فرزند را نمي‌دهد.»

**********************************************************

استان سيستان‌وبلوچستان طى سال‌هاى 1375 تا 1381 با وقوع 8 قتل به ازاى هر صدهزار نفر جمعيت، بالاترين آمار وقوع قتل را نسبت به جمعيت استانى در كشور به خود اختصاص داده است. بر اساس آمارهاى منتشر شده از سوى وزارت كشور پس از استان سيستان و بلوچستان، استانهاى كرمان كرمانشاه، هرمزگان و ايلام به ترتيب با وقوع ميانگين 92، 70، 48 و 22 فقره قتل در سال بيشترين آمار وقوع قتل را به خود اختصاص داده‌اند.

 

********************************************************

 زنی که ادعا می کرد همسر حضرت صاحب الامر (عج) می باشد بازداشت شد.

                     **************************************

پرونده دختر جوانى كه خواستگار خود را با ضربات كارد از پاى درآورده بود، با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفرى استان تهران ارسال شد.اين دختر ۲۴ ساله وقتى متوجه شد خواستگارش ديگر به او علاقه اى ندارد و مى خواهد با دختر ديگرى ازدواج كند، نقشه قتل او را طراحى كرد.

****************************************************************

جزئيات جنايات سياه يك شبكه شيطانى در باغ خرمالو كه در آن ۱۷ زن و دختر قربانى توطئه شومى شده بودند، در تجسس هاى پليسى و قضايى فاش شد.

***************************************************************

خانواده سبز : صندوق بين المللي پول اعلام كرد، نرخ تورم در ايران تا پايان سال ۲۰۰۵ به ۱۵ درصد مي رسد، و از اين لحاظ، ايران بالاترين نرخ تورم را در خاورميانه و نهمين نرخ تورم بالا را در كل جهان خواهد داشت

**********************************************************

مدير عامل اتحاديه فرآورده هاى گوشتى ايران گفت: قيمت گوشت قرمز ظرف سه ماه گذشته بيش از 40درصد افزايش پيدا كرده است.

 

********************************************************

دختر محجوب پس از پخش فيلم جشن تولدش خودكشي كرد. او در شهر كوچك كرمان انگشت‌نما شده بود. فيلم جشن تولد دختر دبيرستاني در كنار چند همكلاسي دست به دست در شهر چرخيد و به تهران هم رسيد. آن‌ها چند دختر معمولي بودند كه يك روز را در يك محفل خصوصي به بهانهء فارغ‌التحصيلي و تولد به شادي گذرانده بودند كه سي‌دي‌اش در بساطي‌ها با قيمت 600 تومان خريد و فروش شد.


*****************************************************************

رئيس كل دادگسترى استان اصفهان با بيان اينكه بدحجابى طبق قانون جرم محسوب مى شود تاكيد كرد كه شناخت موارد بى حجابى و بدحجابى براى برخورد، موضوع بسيار مهمى است.
انصارى رئيس دادگسترى استان اصفهان درباره اظهارات امام جمعه اين استان مبنى بر لزوم برخورد با بدحجابى در ادارات گفت: بر اساس قانون مجازات اسلامى عدم حجاب شرعى جرم تلقى شده و جزاى آن نيز ۷۴ ضربه شلاق در نظر گرفته شده است.

*************************************************************

براساس آمار سازمان پزشکی قانونی، درسال 76، 3350 نفردر سال 77، 3318 نفر در سراسر کشور به قتل رسیده‌‌اند که 2604 نفر قربانیان سال 76 در اثر اصابت گلوله به قتل رسیده‌اند که این آمار نشان می‌دهد علل ارتکاب جرم قتل می‌تواند از خشونت نشأت گرفته شده باشد. این خشونت می‌تواند عوامل مختلفی داشته باشد. به نظر جرم شناسان جنایی مهمترین عوامل خشونت مهاجرتهای بی‌رویه، رابطه نزدیک بین اخبار و رسانه‌های گروهی، سست شدن روابط خانوادگی، کمرنگ شدن نقش والدین، رایج شدن فرهنگ مصرف گرایی و تحمل‌گرایی و عدم وجود قوانین مصرف کننده بازدارنده می‌باشد.

+ نوشته شده در  دوازدهم بهمن 1384ساعت 21:7  توسط نرگس  | 

در این روزها که هر روز اخبار بمب گذاری و انرژی هسته ای و خطر جنگ و انواع جنایتها را میشنویم خوندن یه بحر طویل لطیف از گلچین گیلانی خیلی به من چسبید . امیدوارم شما هم خوشتون بیاد :

پرده پندار

پشت شيشه باد شبرو جار مي زد
برف سيمين شاخه ها را بار ميزد
پيش آتش
يار مهوش
نرم نرمك تار ميزد
جنبش انگشتهاي نازنينش
به چه دلكش
به چه موزون
نقشهاي تار و گلگون
بر رخ ديوار ميزد
موجهاي سرخ مي رفتند بالا روي پرده
بچه گربه جست مي زد سوي پرده
جامهاي مي تهي بودند از بزم شبانه
ليك لبريز از ترانه
توله ام با چشمهاي تابناكش
من نمي دانم چها مي ديد در رخسار آتش
ابرهاي سرخ و آبي
روزهاي آفتابي
چون دل من
 پنجه نرم نگار خوشگل من
بسته ميشد  باز ميشد
جان من لرزنده از ماهور و شهناز مي شد
چشمهايم مي شدند از گرمي پندار سنگين
پلكها از خواب خوش مي امدند آهسته پايين
با پر موزيك جان مي رفت بيرون
در بهشتي پاك و موزون
اي زمين ! بدرود تو
اي زمين ! بدرود تو
سوي يك زيبايي نو
سوي پرتو
دور از تاريكي شب
دور از نيرنگ هستي
رنج پستي
تيره روزي
كشمكش ديوانگي بي خانماني خانه سوزي
دارد اين جا آشيانه
آرزوي پاك و مغز كودكانه
 آرزوي خون و نيروي جواني
دارد اينجا زندگاني
دور از هم چشمي شيطان و يزدان
 دور از آزادي و ديوار زندان
دور دور از درد پنهان
دور ؟ گفتم دور ؟ گفتم سوي خوشبختي پريدم ؟
پس چرا نا گه صداي توله خود را شنيدم
چشمها را باز كردم آه ديدم
يار رفته
تار رفته
آن همه آهنگ خوش از پرده پندار رفته
بر درخت آرزوي كهنه من خورده تيشه
نو نهال آرزوي تازه ام شل شد ز ريشه
پشت شيشه
باز برف سيم پيكر شاخه ها را بار مي زد
باز باد مست خود را بر در و ديوار مي زد
در رگ من نبض حسرت تار مي زد "

 

 

+ نوشته شده در  دهم بهمن 1384ساعت 0:4  توسط نرگس  | 

" تو قامت بلند تمنائي اي درخت

همواره خفته است در آغوشت آسمان

بالائي اي درخت .

دستت پر از ستاره وجانت پر از بهار

زيبائي اي درخت .

وقتي كه بادها

در برگهاي در هم تو لانه مي كنند

وقتي كه بادها

گيسوي سبز فام تو را شانه مي كنند

غوغائي اي درخت .

وقتي كه چنگ وحشي باران گشوده است

در بزم سرد او

خنياگر غمين خوش آوائي اي درخت .

در زير پاي تو

اينجا شب است و شب زدگاني كه چشمشان

صبحي نديده است  .

تو روز را كجا

خورشيد را كجا

در دشت ديده غرق تماشائي اي درخت !

چون با هزار رشته تو با جان خاكيان

پيوند ميكني

پروا مكن ز رعد

پروا مكن ز برق كه بر جائي اي درخت.

سر بركش اي رميده كه همچو اميد ما

 با مائي  اي يگانه و تنهائي اي درخت ."

"سياوش كسرائي "

 

 

 

 

+ نوشته شده در  هفتم بهمن 1384ساعت 0:3  توسط نرگس  | 

"صحبت از پژمردن يك برگ نيست

واي ! جنگل را بيابان ميكنند

...

...

..."

انفجار در اهواز 1

انفجار در اهواز 2

انفجار در اهواز 3

 انفجار در اهواز۴

انفجار در اهواز 5

 

+ نوشته شده در  چهارم بهمن 1384ساعت 21:8  توسط نرگس  | 

در امید فروبند ، های های کسی نیست

صدا از آنسوی دیوار گفت :

                                     - دادرسی نیست .

و من به خویش فرو رفته در هراس

                                            خدا را

از این شکسته شب آیا

                                          به صبح دسترسی نیست ؟

                                                                         "عبدالجواد محبی " 

+ نوشته شده در  سوم بهمن 1384ساعت 21:14  توسط نرگس  | 

كه مي خواهد برافشاند به ساحل
چو مي بيند كه ساحل ژرف خفته ست
چو مي بيند كه ساحل ژرف خفته ست
نگه مي دارد آن را باز در دل
به جان ساحل آشفته اما
غمي ديگر در دوزخ گشاده ست
شفا مي خواهد از آغوش دريا
ولي چون مرده بر جاي او افتاده ست
كنار هم دو سرگردان دو غمناك
خبر از درد همديگر ندارند
يكي را آرزو آب و يكي خاك
دريغا عشق را باور ندارند

"محمود كيانوش "

+ نوشته شده در  یکم بهمن 1384ساعت 22:50  توسط نرگس  |