تبليغاتX
شبانگاهان

Image Hosting by Picoodle.com 

Image Hosting by Picoodle.com

این هم لاله عباسی من که فعلا غنچه داره و هنوز گل نداده ...

Image Hosting by Picoodle.com

+ نوشته شده در  سی و یکم شهریور 1386ساعت 16:37  توسط نرگس  | 

جیمز آلن :

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن .

                        ***               

تولستوی :

در برابر زندگی نباید زانو زد چون میان خواستن و توانستن دیواری وجود دارد که نامش همت است .

                           ***               

دیوژن :

اندیشه های بزرگ  نیازهای بزرگتر و دردناکتری دارند .

                           ***             

والت دیسنی :

غیر ممکن ها را انجام دادن نوعی لذت است .

           ***

چارلز فیلر :

بی مصرف ترین روزها  روزی است که در آن نخندیده باشیم .

                 ***              

هلن کلر :

برخی افراد اگر ته دره هم بایستند فکرشان بلند است .

                                                                   


منبع : آگهی نامه شماره ۲ شهریور ۸۶
+ نوشته شده در  بیست و نهم شهریور 1386ساعت 8:20  توسط نرگس  | 

رمضان سالهای کودکی من شبهائی بود که با صدای در زدن پسرهای همسایه  بیدار میشدیم . تو شهر کوچک ما رسم بود که هر سال چند تا از پسرهای محل موقع سحری در همه همسایه های محل را میزدن که کسی خواب نمونه و این وسط بیچاره کسی که نمیخواست روزه بگیره چون اونقدر در میزدن که صاحبخونه بیداریش را اعلام کند .رمضان  کودکی من " مرحبا رمضان " بود و " الوداع رمضان "* .تو تموم رمضانها دو خاطره برام خیلی روشنه :

هنوز مدرسه نمیرفتم شاید ۴ یا ۵ سال داشتم  سحر بیدار شدم دیدم پدرم و مادرم مشغول خوردن سحری هستند ( نان و چای شیرین و خرما ) من هم هوس کردم و رفتم کنارشون نشستم ...هنوز لبخند پدرم یادمه و مادرم که برام چای گذاشت ... این خاطره برام خیلی پررنگه شاید چون از معدود مواردی بود که پدر و مادرم با آرامش کنار هم نشسته بودن !

 

ماه رمضان  سال ۱۳۵۵بود . مادرم روزه بود فکر میکنم مرداد یا اوایل شهریور بود . مادرم برای افطار حلوا درست کرده بود . حلواهای مادرم حرف نداشت . چون کوچک خونواده بودم خرید سنگگ برای افطاری به عهده من  افتاد . خبر پیدا کرده بودیم کتابهای درسی اومدن . درنتیجه تو اون عصر تابستان رفتم سنگگ خریدم و کتابهای درسی خودم و خواهرم را هم گرفتم .خونه که اومدم نزدیک افطار بود مادرم سفره را پهن کرده بود نان  تازه - چای شیرین - ماست - پنیر و حلوای خوشبو خونه را گرفته بود من و خواهرم به روال هر سال مشغول خواندن قصه های کتاب فارسی بودیم . خواهرم میخوند و من گوش میدادم اول فارسی و آئین نگارش خواهرم را میخوندیم چون خواهرم دو سال بالاتر از من بود بعد که تموم میشد  نوبت کتابهای من میشد . اینم یکی از خاطرات شیرینمه . با تموم سادگیش. شاید چون روزی آرام بود ...


* در کردستان همیشه در مساجد تا ۱۵ رمضان مناجات " مرحبا رمضان " را میخوندند و از ۱۵ تا پایان رمضان " الوداع رمضان " ... نمیدونم اینجا این مناجات  هست ؟ نمیدونم هنوز در کردستان این مناجات خونده میشه؟

+ نوشته شده در  بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 8:58  توسط نرگس  | 

Image Hosting by Picoodle.com 

Image Hosting by Picoodle.com

Image Hosting by Picoodle.com 

+ نوشته شده در  بیست و سوم شهریور 1386ساعت 21:29  توسط نرگس  | 

لعنت بر اداره - لعنت لعنت و لعنت  ...همین !!!

شهر کوتوله ها

+ نوشته شده در  بیست و دوم شهریور 1386ساعت 15:28  توسط نرگس  | 

زمینه فعالیت

شاعر، روزنامه‌نگار، ادیب، تاریخ‌نویس، و سیاست‌مدار

تولد

۱۲ ربیع‌الاول، ۱۳۰۴ ه‍. ق. / ۱۷ آذر، ۱۲۶۵ / ۸ دسامبر، ۱۸۸۶
مشهد، ایران

مرگ

۱ اردیبهشت ۱۳۳۰ / ۲۲ آوریل، ۱۹۵۱
تهران، ایران

محمدتقی بهار ملقب به ملک الشعرا شاعر نویسنده وسیاستمدار ایرانی در سال۱۳۰۴ در مشهد متولد شد.پدرش صبوری ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود.پس از مرگ پدرش مظفرالدین شاه لقب ملک الشعرا را به محمد تقی اعطا کرد.در انقلاب مشروطیت ازراه نثر روزنامه های تازه بهار و نوبهار به یاری این جنبش برخاست.۶بار به وکالت مجلس برگزیده شدو یکبار به وزارت فرهنگ رسید.بهار در فنون شعرقدیم وجدید مهارت داشت واستادانه معانی نو را در قالب شعرکهن میریخت.وی علاوه بر تصحیح بعضی متون قدیم کتاب سبک شناسی را در سه جلد و نیز تاریخ احزاب سیاسی را به رشتهء تحریر درآورد.مهمترین اثر برجای مانده از بهار دیوان شعر اوست. (منبع : محمدتقی بهار )

 

از میان اشعار ملک الشعرای بهار، یکی از مشهورترین آنها، شعر مرغ سحر می‌باشد. تصنیف مرغ سحر بر اساس این شعر ملک الشعرای بهار و توسط استاد مرتضی نی داود در دستگاه ماهور ساخته شد و برای اولین بار توسط بانو قمرالملوک وزیری اجرا شد.

این ترانه و آهنگ آن، از بهترین و معروفترین ترانه‌ها و آهنگ‌های زمان خودش شد و پس از آن نیز بارها و بارها به وسیله خوانندگان دیگر خوانده شد که به واقع می‌توان بهترین آنها را اجرای استاد محمدرضا شجریان بر همان آهنگ استاد نی‌داود در دستگاه ماهور دانست، به گونه‌ای که هنوز پس از گذشت سال‌ها از اولین اجرای آن، هنوز هم صدای درخواست مردم در کنسرت‌های استاد شجریان به گوش می‌رسد. راز ماندگاری مرغ سحر را باید در مضمون اجتماعی-سیاسی آن جستجو کرد که در هر دوره‌ای در ایران به گونه‌ای مصداق پیدا می‌کند. ( منبع :ویکی پدیا )

مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار، اين قفس را
برشکن و زير و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ
نغمه آزادي نوع بشر سرا
وز نفسي عرصه اين خاک توده را
پر شرر کن، پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صياد
آشيانم داده بر باد
اي خدا، اي فلک، اي طبيعت
شام تاريک ما را سحر کن

نو بهار است، گل به بار است
ابر چشمم ژاله بار است
اين قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس اي آه آتشين
دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين
بيشتر کن، بيشتر کن، بيشتر کن
مرغ بي دل ، شرح هجران
مختصر مختصر کن

+ نوشته شده در  هجدهم شهریور 1386ساعت 17:59  توسط نرگس  | 

 
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی .
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.
@@@
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد
.
@@@
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
@@@
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
@@@
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی
.
@@@
و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
@@@
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد .
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
@@@
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد .
@@@
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است »

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
@@@
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
@@@
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!
+ نوشته شده در  سیزدهم شهریور 1386ساعت 16:44  توسط نرگس  | 

Image Hosting by Picoodle.com 

Image Hosting by Picoodle.com

امروز اولین گل نیلوفرم باز شد . نمیدونید چقدر ذوق کردم .دیر گل را کاشتم در نتیجه دیر گل داد . برای من گل نیلوفر یعنی دوران کودکی . حیاط خونه و حوض لوزی شکلش با دو تا سکه در دوطرف حوض و دو باغچه مستطیل در دو  طرف حیاط و گلهای نیلوفر که تموم شاخه های درختان را پر میکرد و صبحها که حیاط میرفتم با دیدن گلهای نیلوفر لابلای درختان  روحم تازه میشد . وقتی اولین گلها باز میشدند روزای  اول میشمردمشون که از هر رنگی چند تا دراومده و بعد از چند روز دیگه حسابشون از دستم درمیرفت . عصرها که عمر نیلوفرها به پایان میرسید نوبت لاله عباسی ها میشد که  بوی خوششون تموم حیاط را پر میکرد . ..و مادرم که هرسال اوایل بهار  باغچه را با لاله عباسی - نیلوفر تزئین میکرد و لب حوض هم گلدونهای شمعدانی و ژاله را میچید. من هم تو هر قوطی که پیدا میکردم کمی بذر نیلوفر میرختم و با ذوق بزرگ شدنشون را میدیدم و کنار پنجره تو حیاط میذاشتم و با نخ به توری و میخهای پنجره وصل میکردم که راحت بتونن رشد کنند .

امسال بعد از عوض شدن خونه م و داشتن بالکن به یاد همون دوران گل نیلوفر و لاله عباسی کاشتم . هر روز قبل از رفتن به اداره بهشون سرمیزنم و عصر هم که میام قبل از هر کاری  اول اونا را میبینم .


* در کردستان به گل خرزهره" ژاله" میگن . نمیدونم در زبان فارسی مصطلح است یا نه !

 

+ نوشته شده در  یازدهم شهریور 1386ساعت 17:3  توسط نرگس  | 

یکی از عزیزان این شعرها را برام ای میل زده بود  بنظرم جالب اومد:

حافظ شیرازی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

 

صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

 

شهریار

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

!نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را


 

+ نوشته شده در  نهم شهریور 1386ساعت 19:48  توسط نرگس  | 

به کانی عزیزم  بخاطر دل نگرانی هایش :

آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبريزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگريزم

همه ذرات جسم خاکی من
از تو، ای شعر گرم، در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهء روزند

با هزاران جوانه می خواند
بوتهء نسترن سرود ترا
هر نسيمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود ترا

من ترا در تو جستجو کردم
نه در آن خوابهای رویایی
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم، پر شدم، ز زيبائی

پر شدم از ترانه های سياه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید

حیف از آن روزها که من با خشم
به تو چون دشمنی نظر کردم
پوچ پنداشتم فریب ترا
ز تو ماندم، ترا هدر کردم

غافل از آن که تو بجائی و من
همچو آبی روان که در گذرم
گمشده در غبار شوم زوال
ره تاريک مرگ می سپرم

آه، ای زندگی من آینه ام
از تو چشمم پر از نگاه شود
ورنه گر مرگ من بنگرد در من
روی آئینه ام سياه شود

عاشقم، عاشق ستارهء صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هر چه نام تست بر آن

می مکم با وجود تشنهء خويش
خون سوزان لحظه های ترا
آنچنان از تو کام می گیرم
تا بخشم آورم خدای ترا!

شعر از فروغ فرخزاد
+ نوشته شده در  هفتم شهریور 1386ساعت 23:46  توسط نرگس  | 

Image Hosting by Picoodle.com

Image Hosting by Picoodle.com 

Image Hosting by Picoodle.com

Image Hosting by Picoodle.com

Image Hosting by Picoodle.com

+ نوشته شده در  سوم شهریور 1386ساعت 17:58  توسط نرگس  |