تبليغاتX
شبانگاهان

از مصرع آخر خوشم اومد ! " که یک جو منت دونان  دوصد من زر نمی ارزد".

موافقم بشدت ! مخصوصا اینکه از سر بیکاری در مورد کارم نیت کرده بودم .

منبع :فال حافظ

+ نوشته شده در  بیست و دوم مهر 1386ساعت 16:19  توسط نرگس  | 

" پژمان الماسی نیا " :

                                  خاکستر خیالت را

                                  به دست زخمی باد

                                  سپردم ،

                                 دیروز...

+ نوشته شده در  شانزدهم مهر 1386ساعت 23:6  توسط نرگس  | 

Image Hosting by Picoodle.com

دیروز آفتاب
 با بوسه و سلام به هر بام و در دمید
 دیروز آفتاب
 پندار ابر را
با تیغ زر درید
 دیروز آفتاب
 در شهر می گذشت
با گامش اشتیاق
 با چشم او نوازش و لبخند
با دست او نیاز به پیوند
دلهای سرد را
گرمی نشاند و رفت
عطر امید را
 هر سو کشاند و رفت
ای روشنای دیده و دلهای بی شمار
 ای جان آفتاب
بار دگر ز روزن دل خستگان بتاب
                                                   "سیاوش کسرائی "


 منبع :آوای آزاد

+ نوشته شده در  پانزدهم مهر 1386ساعت 6:47  توسط نرگس  | 

Image Hosting by Picoodle.com

Image Hosting by Picoodle.com 

Image Hosting by Picoodle.com 

 Image Hosting by Picoodle.com

Image Hosting by Picoodle.com

Image Hosting by Picoodle.com

+ نوشته شده در  دوازدهم مهر 1386ساعت 14:27  توسط نرگس  | 

سال ۱۳۷۷ بود  رفتن خواهرم و بچه هاش جدی شده بود و بالاخره در یهمن ماه رفتند. تو اداره  رادیو پیام همیشه روشن بود و علیرضا افتخاری تازه  شعر زیر را خوانده بود و رادیو پیام اونو مدام  پخش میکرد در طول مدتی که بحث رفتنشان بود و بعد هم که رفتند  همینکه افتخاری میخوند "جانان من سفر کرد ..." اشک من بود که سرازیر میشد . چون تو خونه نمیتونستم گریه کنم تو اداره مدام در حال اشک ریختن بودم .

این شعر را بعد از مدتها دیروز شنیدم و خاطرات اون روزا برام زنده شد ... حالا بزرگترین آرزوم اینه که عمر مهلت بده تا دوباره ببینمشون . امسال عید دختر خواهرم  بعد از ۸ سال اومد امیدوارم بزودی خواهرم و بچه هاش را ببینم .

ای مردمان بگویید... آرام جــــان من کو ؟

راحت فزای هرکس... محنت رسان من کو ؟

نامش همی نیارم ، بردن به پیش هرکس

گه گه به نازگویم... ســــــــرو روان من کو ؟

در بوستان شادی ...هر کس گــــــلی بچیند 

آن گل که نشکنندش... در بـــوستان من کو ؟

جانان من سفر کرد... با او برفت جــــــانم 

باز آمدن از ایشان پیداست... آن مــــــن کو ؟

هر کس به خانمانی دارند... مهربــــــــانی 

من مهربان ندارم... نامهربــــــــــان من کو ؟

انوری 

+ نوشته شده در  یازدهم مهر 1386ساعت 7:58  توسط نرگس  | 

سعدی :

 سنگ بد گوهراگر کاسه ی زرین شکند

قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

                                      


آنان که اسب داشتند غبارشان فرو نشست ، گرد سم خران شما نیز بگذرد !

 

+ نوشته شده در  ششم مهر 1386ساعت 21:10  توسط نرگس  | 

مملکت شیرینی داریم ! توی کار ساده حل مشکل ترافیک موندیم میخواهیم دنیا را آباد کنیم و عقیده داریم که  تمام پزشکی و مهندسی دنیا مرهون ملت و دانشمندان ایران است !

دو روزه بمناسبت بازگشائی مدارس تهران ترافیک سنگینتر از همیشه را داشت .

دیروز با ۴۰ دقیقه تاخیر اداره رسیدم و امروز که زودتر از خونه زدم بیرون ۱۰ دقیقه تاخیر داشتم !

دیروز صبح تو پمپ بنزین آزادی یه ماشین آتش گرفت آتش را خاموش کردن بعد از گذشتن از چند ایستگاه تازه ماشین آتش نشانی آژیر کشان تو ترافیک گیر کرده و بود ومیخواست آتش پمپ بنزین را خاموش کند !

امروز  تو  اتوبوس های خط ویژه آزادی - تهرانپارس(‌‌‌‌‌‌ BRT )‌‌‌‌بودم که چون از خط ویژه رد میشن  ترافیک ندارن یه دفعه تو گره کور ترافیک افتادیم معلوم شد که یه اتوبوس خراب شده و چون خط ویژه خیلی باریک است قاعدتا با هر اشکالی در اتوبوسها راه بندان میشه ! اینم از طرح جدیدشون که تموم درختای خیابون آزادی را قطع کردند ولی به فکر نبودند که با این مسیر تنگ و باریک اتوبوسی که خراب بشه یا تصادف کنه باید چکار کرد .باید مدام دعا کنیم که بارون نیاد  - مدرسه ها باز نشن - تعطیلات زیادی پیش نیاد که  روز اول و روز آخر  تعطیلات  راهبندان وحشتناکی میشه و ...

 

+ نوشته شده در  دوم مهر 1386ساعت 21:57  توسط نرگس  |