شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت

روي مه پيكر او سير نديديم و برفت

گويي از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود

بار بربست و به گردش نريسيديم و برفت

.....

.....

همچو حافظ همه شب ناله و زاري كرديم

كاي دريغا به وداعش نرسيديم و برفت