خیانت روشنفکران
آن یار کزو گشت سردار بلند
جرمش آن بود که اسرار هویدا میکرد
پس حسین (منصور حلاج )را ببردند تا بر دار کنند. صدهزار آدمی گرد آمدند.. هر کس سنگی میانداخت؛ شبلی را گلی انداخت، حسین منصور آهی کرد. گفتند: از این همه سنگ هیچ آه نکردی؛ از گلی آه کردن چه معنی است؟ گفت: از آن که آنها نمیدانند، معذورند؛ از او سختیم میآید که او میداند که نمیباید انداخت.
آن که حقیقت را نمیداند نادان است ولی آنکه میداند و آن را کتمان میکند تبهکاراست.
"برتولت برشت "
+ نوشته شده در بیست و هشتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 8:29 توسط نرگس
|