از هر دري سخني !
امروز صبح سحر براي اولين بار باشگاه بدنسازي(كار با دستگاه ) رفتم ! به معني واقعي كلمه جونم بالا اومد .... از بس تكون نميخورم امروز با دو ساعتي كه ورزش كردم الان تموم بدنم درد ميكنه ...بعدش ميگن " ز ورزش بود تن را راستي "!!! شما قضاوت كنيد !
......
بازم اداهاي اين اداره مزخرف تمومي نداره ...دعا كنيد بتونم دو سال ديگه را بسلامتي تموم كنم و از دست اين قوم خلاص بشم ....من كه چشمم آب نميخوره ! هر چند با تجربيات گذشته به اين نتيجه رسيدم كه نبايد اداره را جدي بگيرم ولي بدجوري رو اعصابمون پياده روي ميكنند.!
......
ديشب ساعت ۱۰:۳۰ از مهموني برميگشتيم خونه ، با كمال تعجب كلي نيروي موتورسوار انتظامي و ضد شورش ديديم كه از مسير خطوط BRTرد ميشدن !!! اشتباه نكنيد هيچ شورش و تجمع غير قانوني اونموقع شب وجود نداشت فقط در ورزشگاه آزادي فوتبال بين دو تيم تراكتور تبريز و استقلال برگزار شده بود !!!